تبليغاتX
بهترین و زیباترین جمله های روز

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام ویلاگ بلا مانع است یا علی

ماه رجب، ماه خداست

 در غايت حرمت و فضيلت. اگر کسي روزی از اين ماه را روزه بگيرد خدای را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته

 مي شود.

 رجب ماه استغفار امت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گويند زيرا كه رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته می شود، پس بسيار بگوئيد:

 استغفر الله و اسئله التوبه

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در جمعه 1387/04/14 و ساعت 22:4 |

خدا را در آغوش کشیده ام خدا زیاد هم بزرگ نیست خدا در آغوش من جا می شود، شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه دچار مستی می شوم ... خدا یکبار به من گفت تو گناهکار مهربانی هستی و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل بخششند

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/09/05 و ساعت 11:23 |

ای مایه ی آرامشم 

 ای تنها دار و ندار زندگیم 

 من در اوج خنده  در اوج خوشحالی از لذتهای فریبنده ی دنیا  در حال خوردن میوه های ممنوعه ی دنیا

 دل نگرون  لبخند رضایت توام ... دلتنگ آغوش گرم توام ... ترسان و هراسان از قهر توام ... مرا دریاب 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در چهارشنبه 1386/08/23 و ساعت 4:40 |

خداوندا همگان را بیامرز و مرا نیامرز ،بر همگان رحم كن و بر من رحم مكن،زیرا كه من نه برای جان خود با تو در پیكارم و نه حق آن خویش از تو طلبكار

(حلاج) 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/17 و ساعت 19:19 |

الهى !

 خوشا آنانكه در جوانى شكسته شدند ، كه پیرى خود شكستگى است .

الهى !

گرگ و پلنگ را رام توان كرد، با نفس سركش چه باید كرد؟

الهی !

 شنیدم كه فرمودی : چه كنم با مشتی خاك مگر بیامرزم .

الهی !

 همه تو را خوانند:‌ قمری به قوقو، پوپك به پوپو، فاخته به كوكو، حسن به هوهو

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در یکشنبه 1386/08/13 و ساعت 11:57 |

الهی و ربی من لی غیرک

خدایا غیر تو هیچکس ، هیچکس رو ندارم

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در شنبه 1386/08/12 و ساعت 14:38 |

 ای خدا!

 گران حوادثی  به من رسیده که مرا در هم شکسته و پریشان حال ساخته

و مشکلاتی بر من وارد شده که مرا به رنج و غم افکنده،

و به قدرت تو آن امور بر من وارد آمده و به اقتدار تو بر من رو آورده،

پس غمی که تو آوردی، کسی دیگر نتواند برد

و مشکلی که تو فرستی غیر تو نتواند زایل کرد،

دری که تو بربندی، دیگری نتواند گشود و اگر بگشایی، نتواند بست؛

آنچه را تو مشکل کنی، کسی آسان نتواند ساخت

وکسی یاری نتواند کرد آن که را تو خوار سازی. "

صحیفه سجادیه، قسمتی از باب هفتم


+ نوشته شده توسط محسن کابلی در شنبه 1386/08/12 و ساعت 14:30 |

گفتم  : خسته ام

 

گفتی : لا تقنطوا من رحمه الله  - از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53)

 

گفتم : هیچکس نمی دونه تو دلم چی میگذره 

گفتی : ان الله یحول بین المرء و قبله - خدا حائل است بین انسان و قلبش (انفال/24)

 

گفتم : غیر از تو کسی را ندارم 

گفتی :  نحن اقرب الیه من حبل الورید - ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم (ق/16) 

گفتم : ولی انگار اصلا" منو فراموش کردی 

گفتی : فاذکرونی اذکرکم - منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) 

گفتم : تا کی باید صبر کرد؟ 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در شنبه 1386/08/12 و ساعت 13:58 |

 

گفت:در مقام گل سرخ باش

 

گفتم: چگونه؟ 

گفت: ایاک نعبد و ایاک نستعین 

گفتم: تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم 

گفت: از رب یا خویش؟ 

گل از رب در مقام تسلیم محض یاری می جوید 

بشر چه؟ 

گفتم: من هم تسلیم هستم 

گفت: تسلیم به مقام دل بود نه کلام 

به دلم نگریستم 

غرق منیت و غرور می تپید 

گفت: خود شکن، آیینه شکستن خطاست 

به درون رفتم. خود را شکستم...تندیسی دیگر آمد 

خود را شکستم.....تندیسی دیگر آمد 

....  

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/07 و ساعت 23:10 |

طعمش‌ تلخ‌ بود. تلخی‌اش‌ را دوست‌ نداشتیم. نمی‌دانستیم‌ كه‌ دواست.

دوای‌ تلخ‌ترین‌ دردها. نمی‌دانستیم‌ معجون‌ است. معجونِ‌ انسان‌ شدن.گمش‌ كردیم. شیطان‌ از دستمان‌ دزدید. بی‌طاقت‌ شدیم‌ و ناآرام. دهانمان‌ بوی‌ شكایت‌ گرفت‌ و گلایه...‌

و تازه‌ فهمیدیم‌ نام‌ آن‌ اكسیر مقدس، نام‌ آنچه‌ از دستش‌ دادیم، «صبر» بود.

***
دیگر عزم‌ آهنی‌ و طاقت‌ فولادی‌ نداریم، دیگر پای‌ ماندن‌ و شانه‌ سنگی‌ نداریم. انگار ما را از شیشه‌ و مه‌ ساخته‌اند. برای‌ شكستن‌مان‌ توفان‌ لازم‌ نیست. ما با هر نسیمی‌ هزار تكه‌ می‌شویم. ترك‌ می‌خوریم. می‌افتیم، می‌شكنیم، می‌ریزیم‌ و شیطان‌ همین‌ را می‌خواست.

***
خدایا، ما را ببخش، این‌ تعریف‌ انسان‌ نیست. ما دیگر ایوب‌ نیستیم.
از اینجا تا تو هزار راه‌ فاصله‌ است. ما اما چقدر بی‌حوصله‌ایم. ما پیش‌ از آنكه‌ راه‌ بیفتیم، خسته‌ایم. از ناهموار می‌ترسیم، از پست‌ و بلند می‌هراسیم، از هر چه‌ ناموافق‌ می‌گریزیم.
شانه‌هایمان‌ درد می‌كند، اندوه‌های‌ كوچكمان‌ را نمی‌توانیم‌ بر دوش‌ كشیم، ما زیر هر غصه‌ای‌ آوار می‌شویم، توی‌ سینه‌ ما جا برای‌ هیچ‌ غمی‌ نیست.

***
خدایا، ما را ببخش. این‌ تعریف‌ انسان‌ نیست، ما دیگر ایوب‌ نیستیم.

***
خدایا اما به‌ ما برگردان، آن‌ معجون‌ تلخ، آن‌ اكسیر مقدس، آن‌ صبر قشنگ‌ را.

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در یکشنبه 1386/08/06 و ساعت 17:39 |

ناتانائیل آرزو مکن که خدا را جز در همه جا در جایی دیگر بیابی.

هر آفریده ای نشانه خداوند است ،  اما هیچ آفریده ای نشان دهنده او نیست.

همین که آفریده ای نگاهمان را به خویش معطوف کند ، ما را از راه آفریدگار باز

می گرداند.

همچنان که میگذری ، به همه چیز نگاه نکن، و در هیچ جا درنگ مکن . به خود بگو که

تنها خداست که گذرا نیست.

 ای کاش اهمیت در نگاه تو باشد و نه در آن چیزی که بدان نگاه می کنی.

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/03 و ساعت 22:45 |

خدایا!

من اگر بد كنم تو را بنده دیگر بسیار است اما اگر تو با من مدارا نكنی مرا خدایی دیگر كجاست؟

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در پنجشنبه 1386/08/03 و ساعت 1:29 |

منت خدای را عزّوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزیدنعمت .  هرنفسی که فرو می رود، ممد حیات است و چون بر می آید، مفرّح ذات.  پس در هر نفسی دونعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده.  

پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی به خطای منکر نبرد.

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در سه شنبه 1386/08/01 و ساعت 19:12 |
   

خداوندا مرا برای ایجاد، توسعه و استقرار صلح و سلامتی که منظورتست وسیله گردان:

                       تا هرجا نفرت حکفرما است محبت نمایان سازم.

                    هرجا آزردگی و رنجش در میان است عفو ظاهر کنم.

            هرجا نفاق و ناسازگاری در کاراست اتفاق وهم آهنگی ایجاد نمایم.

            هرجا اشتباه و نادرستی وجود دارد حقیقت و راستی آشکار سازم.

               هرجا شک و تردید رخنه کرده است ایمان و یقین نشان دهم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در سه شنبه 1386/08/01 و ساعت 17:39 |

الهی ...اگر من بنده تو نیستم ، تو که مولای من هستی !!!

الهی ...تا تو لبیک نگویی من کجا الهی گویم ؟!!

الهی ... از من آهی و از تو نگاهی !!!

...........................................

الهی ؛

من در ذات خود متحیرم

                                  چه رسد به ذات تو

الهی ؛

 اگر یک بار دلم را بشکنی ازمن چه بشکن بشکنی !

   

...........................................

الهی ؛

 آنکه را عشق نیست ارزش چیست!؟

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در یکشنبه 1386/07/29 و ساعت 20:6 |

خداوندا ! مرا با عذاب و عقوبتت ومجازاتت ادب نكن ومرا دچار حیلت های خویش مساز ...

خوشبختی من كجاست پروردگار من!!! وقتی كه سعادت جز از مشرق دستهای تو طلوع نمی كند ... مفر من روزنه ی نجات من گریزگاه من كجاست وقتی هیچ پناهی جز تو نیست ...

نه آن كس كه نیكی می كند از یاری و رحمت تو مستغنی است نه آن كس كه اهل بدی است و در مسیر نارضایتی تو قدم بر می دارد میتواند از حیطه قدرت تو خارج شود ...

آفریدگارا : من تو را به خودت شناختم با خودت و به واسطه ی خودت تو بودی كه مرا بسوی خودت راه نمودی ... تو بودی كه مرا به خودت خواندی و دعوتم كردی ...

اگر تو نبودی و اگر تو نمی كردی من چه میدانستم كه تو كیستی ؟

سپاس خدای را سزاست كه تا صدایش میكنم پاسخم می گوید اگر چه وقتی او مرا صدا می كند من كاهلی می كنم... و سهل انگاری برای پاسخ گفتن و جواب دادن ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن کابلی در پنجشنبه 1386/07/26 و ساعت 22:6 |

...

« الهی ! مرا از دنیا هرچه قسمت كرده ای، به دشمنان خود ده، و هرچه از آخرت قسمت كرده ای به دوستان خود ده، كه ما را تو بسی .»

...

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در چهارشنبه 1386/07/25 و ساعت 17:34 |

خدایا امشب تنها تر از هر شب به تو پناه می برم

در این سیاهی شب ،با چشمانی اشکبار،دستانی لرزان و پاهای پر التهاب خویش...

امشب عاشقانه تر از هرشب وجودت را می جویم،وجودی که مایه آرامش من است

ای عزیز شکست ناپذیر،ای سرچشمه عشق،ای سنگ صبور شبهای تنهایی ام

تو را می جویم،تو را که تکیه گاهم باشی

دستانم را ببین،اشکهایم راببین،ببین که چگونه بی قرارند

تو دستم را بگیر که تکیه گاهم تنها تو باشی!چرا که سخت به تو محتاجم

همیشه و تا ابد

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در سه شنبه 1386/07/24 و ساعت 1:50 |

مهــربان من

اگر اميـد بخششت نبود !!! پس اين حال قنـوت از كجا آمده است ؟

اين سجـدة خاكي بهر چيست؟

اگر مقصد اين فراز و فرود تو نيستي !!! از چه اين همه بي تابت شده ام ؟

 و از چه اين همه تنهايم كرده اي؟

جز تو پناهي ندارم و هيچكس چاره دردم نيست

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در دوشنبه 1386/07/16 و ساعت 17:43 |
خدايــا

     وحشت ام را جز تو مـونسي نيست

                     همـدمم باش و گنـاهم را جز تو بخشنـده اي نيست

                                                                                          درگـذر

                                  فريـادم را جز تو پاسخگـويي نيست

                 راهـم بده و عصمتـم را جز تو سرپرستـي نيست پناهـم ده

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در دوشنبه 1386/07/16 و ساعت 17:38 |

خدايا به مظلوميت علی، استمرار سياهچالها و تداوم زخم ظالمانه خنجرها و سنگينی هماره سلطه ها را بر ما مپسند و چشم ما را به ظهور فرزند قائم علی روشن كن.

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در چهارشنبه 1386/07/11 و ساعت 23:53 |
خدایا!
من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی ات نداری............
من چون تویی دارم و تو همچون خود را نداری..........
+ نوشته شده توسط محسن کابلی در جمعه 1386/07/06 و ساعت 17:29 |

صفحه 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12