تبليغاتX
بهترین و زیباترین جمله های روز

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام ویلاگ بلا مانع است یا علی

ولادت با سعادت امام رضا (ع) مبارک باد

 

آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى ورهاننده، به رسوايى افتاد.
يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.
زاد روز آن رهبر هشتمين بر شيفتگان حضرتش خجسته باد.وى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى ورهاننده، به رسوايى افتاد.
يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.
زاد روز آن رهبر هشتمين بر شيفتگان حضرتش خجسته باد.

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در چهارشنبه 1386/08/30 و ساعت 17:43 |

چه قدر خنده داره!!!!!!!!!!!!
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن کابلی در دوشنبه 1386/08/28 و ساعت 19:0 |

رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ.

پروردگارا! ما صداى منادى [تو] را شنیدیم كه به ایمان دعوت مى‏كرد كه‏: (به پروردگار خود، ایمان بیاورید!) و ما ایمان آوردیم‏؛

پروردگارا! گناهان ما را ببخش‏! و بدیهاى ما را بپوشان‏! و ما را با نیكان [و در مسیر آنها] بمیران...

آل عمران

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/28 و ساعت 18:59 |

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن                  گردشـــی در کوچــه باغ راز کن.

هر که عشقش در تماشا نقش بست                  عینک بد بینی خود را شکسـت.

علـت عـاشــــق زعـلتــها جــداســـت                  عشق اسطرلاب اسرار خداست

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام                  درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها                  می تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست                  زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود                  می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من ,در شهر احسـاسم گم است                 حال من ,عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا                  صبـــح هـا , لبـخند هـا , آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من                  ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود                  مثنوی هایـم همــه نو می شـود.

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد                  واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد.

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در پنجشنبه 1386/08/24 و ساعت 23:42 |

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم
گفتی: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶)::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: ولی خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه(زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: الیس الله بكاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/24 و ساعت 4:56 |

جسم ما خاکی است

 اما فراموش نکنیم که حامل روح خداوند است.

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/24 و ساعت 4:35 |

.: تمام موفقیت های عظیم برپایه ی شکست بنا شده اند :.

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/24 و ساعت 4:16 |

در حسرت دیدار تو آواره ترینم

 

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در پنجشنبه 1386/08/24 و ساعت 1:6 |

ای مایه ی آرامشم 

 ای تنها دار و ندار زندگیم 

 من در اوج خنده  در اوج خوشحالی از لذتهای فریبنده ی دنیا  در حال خوردن میوه های ممنوعه ی دنیا

 دل نگرون  لبخند رضایت توام ... دلتنگ آغوش گرم توام ... ترسان و هراسان از قهر توام ... مرا دریاب 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در چهارشنبه 1386/08/23 و ساعت 4:40 |

و اوست کسی که توبه را از بندگان خود می پذیرد و از گناهان درمی گذرد و آنچه میکنید می داند.

۲۵ شوری

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/21 و ساعت 19:47 |

باید خودم باشم ،

 بدون توجه به مسایل کوچکی که اتفاق می افتند

 و من به اندازه چهار کوه عظیم ، بزرگشان می کنم .

  هیچ کس و هیچ چیز مرا خوشحال یا ناراحت نمی کند مگر اینکه خودم بخواهم .

 وقتی خدای به این مهربانی فقط و فقط برایم بهترین چیزها را می خواهد ، چرا خودم

 برای خودم بهترین و آرامش بخش ترین زندگی را نخواهم ؟

 پس من یک انسان آزاد و سعادتمند هستم.

 برای خوشحالی و خوشبختی به هیچ موقعیت یا هیچ شخصیتی احتیاج ندارم .

 نیازی نیست کسی تنهایی هایم را فراری بدهد.

 من می توانم در ظرف یک لحظه ، با یاد خدا و شمردن چند نعمت از هزاران هزار

 نعمت زندگی ام – به آرامش برسم و روز ها را یکی پس از دیگری با شگفتی

 و شادی زندگی کنم

من می توانم خودم باشم ....... خود خود خودم!!!!

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/21 و ساعت 19:40 |

عشق برای چیست؟ عشق چیزی است مثل سرخک که بچه ها ی گنده می گیرند و آنان را به تشکیل خانواده ، می کشاند تا طبیعت کارش بگذرد و ادامه« نسل نوع بشر» نگسلد و آنچه را مرگ می برد، عشق برجای آورد.

پس عشق در اینجا، مامور تولید نسل است و تاوان ده مرگ! همین نیست؟ چرا.                      

                         " استاد شریعتی"          

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/21 و ساعت 12:14 |

دوست داشتن از عشق برتر است ...

.عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
.اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سرزند بی ارزش است
و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد،
دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد

عشق در غالب دلها در شکلها و رنگهای تقریبا مشابهی متجلی می شود
و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است
اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها،برخلاف
غریزه ها، هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد، می توان گفت
.که به شماره هر روحی، دوست داشتنی هست


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/21 و ساعت 12:10 |

از تمام رمز و راز های عشق

جز همین سه حرف

 جز همین سه حرف ساده ی میان تهی

چیز دیگری سرم نمی شود

 راستی!

من سرم نمی شود،ولی

 دلم که می شود!

قیصر امین پور

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در دوشنبه 1386/08/21 و ساعت 1:59 |

سلام به همه دوستان

همانطور که می دانید به علت تحریم امکان دانلود Google Earth وجود ندارد

Google Earth 4.2.0198.2451 (beta)

دانلود برنامه 

  بعد از کلیک کردن روی دانلود برنامه درپایین صفحه روی !Surf Now کنید و در صفحه بعد رویIf it doesn't, please click here to start it کلیک کنید

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در یکشنبه 1386/08/20 و ساعت 18:54 |

ایران در طول تاریخ، گاهی چنان كشور امنی به حساب می‌آمده كه مهاجران بسیاری را به خود پذیرفته است. گروهی از این مهاجران پیامبرانی بوده‌اند كه ایران را برای زندگی در نظر گرفته‌اند.

در زیر اطلاعات پیامبرانی كه در ایران مدفون هستند یا احتمال می‌رود كه مقبره آنها در ایران باشد ، آمده است

 دانیال نبی (ع)

دانیال یكی از پیامبران بنی اسرائیل (قرن هفتم قبل از میلاد) است وی در شهر شوش ارمیده است 


حیقوق نبی

 از پیامبران بنی اسراییل است که حدود ۲۶۰۰ سال پیش می زیسته و نگهبان معبد بزرگ یهودیان در اورشلیم بوده است

آرامگاه حیقوق نبی در تویسرکان طی قرون متمادی چندین بار


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن کابلی در شنبه 1386/08/19 و ساعت 0:3 |

سلام به همه دوستان

دارم گنهی كه پشت ایمان شكند

                                               بازار تمام بت پرستان شكند

بار گنهم اگر به میزان سنجند

                                          ترسم كه به روز حشر میزان شكند

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در جمعه 1386/08/18 و ساعت 23:56 |

مردی از شیعیان خدمت امام جعفر صادق(علیه السلام ) امد و از فقر و تنگدستی شكایت نمود

حضرت فرمود تو از شیعیان ما هستی و با توجه به اینكه تو را تجارت پرفایده ای است كه بی نیازت كرده است  باز هم اظهار تنگدستی می كنی

مرد عرض كرد :  آن تجارت پر فایده چیست ؟

حضرت فرمود :  اگر به تو گفته شود به اندازه زمین نقره در ازای خارج نمودن محبت و ولایت اهل بیت و دوستی دشمنان انها داده می شود ایا قبول می كنی ؟؟

مرد گفت : ای فرزند رسول الله نه حتی با طلا هم عوض نمی كنم

حضرت فرمودند : پس تو فقیر نیستی  بینوا كسی است كه  انچه تو داری نداشته باشد سپس حضرت مقداری مال به او كمك نمودند

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در جمعه 1386/08/18 و ساعت 23:45 |

ای کسانی  که ایمان آورده اید ، پیوسته به عدالت قیام کنید و برای خدا گواهی دهید، هر چند به زیان خودتان یا به زیان پدر و مادر و خویشاوندان شما باشد.

اگر یکی دو طرف دعوا توانگر یا نیازمند باشد، باز خدا به آن دو سزاوارتر است ؛

پس، از پی هوس نروید که در نتیجه از حق عدول کنید.

و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام میدهید آگاه است.

۱۳۵ نساء

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/17 و ساعت 20:25 |

خداوندا همگان را بیامرز و مرا نیامرز ،بر همگان رحم كن و بر من رحم مكن،زیرا كه من نه برای جان خود با تو در پیكارم و نه حق آن خویش از تو طلبكار

(حلاج) 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/17 و ساعت 19:19 |

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ یحْفَظوا فُرُوجَهُمْ ذَلِك أَزْكى لهَُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصنَعُونَ(30)
وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یَغْضضنَ مِنْ أَبْصرِهِنَّ وَ یحْفَظنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا مَا ظهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضرِبْنَ بخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَائهِنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنى إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنى أَخَوَتِهِنَّ أَوْ نِسائهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَت أَیْمَنُهُنَّ أَوِ التَّبِعِینَ غَیرِ أُولى الارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظهَرُوا عَلى عَوْرَتِ النِّساءِ وَ لا یَضرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكمْ تُفْلِحُونَ(31)سوره نور

30 - به مؤ منان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان ) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ كنند، این براى آنها پاكیزه تر است ، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است .
31 - و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ كنند، و زینت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمایند، و (اطراف ) روسریهاى خود را بر سینه خود افكنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان ، یا پسران خواهرانشان ، یا زنان هم كیششان یا بردگانشان (كنیزانشان ) یا افراد سفیه كه تمایلى به زن ندارند یا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند، آنها هنگام راه رفتن پایهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود. (و صداى خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد) و همگى به سوى خدا بازگردید اى مؤ منان تا رستگار شوید.

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/17 و ساعت 19:16 |

مرداب رابهانه مکن...

نیلوفرهمچنان

.

باقیست!

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/17 و ساعت 19:10 |

من دلم می خواهد

خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش

دوستهایم بنشینند آرام

گل بگو گل بشنو

هر کسی می خواهد

وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد

یک سبد بوی گل سرخ

به من هدیه کند

شرط وارد گشتن

شست و شوی دلهاست

شرط آن داشتن

یک دل بی رنگ و ریاست

بر درش برگ گلی می کوبم

روی آن با قلم سبز بهار

می نویسم ای یار

خانهء ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دگر

خانهء دوست کجاست؟

 


 
+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/17 و ساعت 18:58 |
                                یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار میارزه .
                       یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جوردن تقریباً 33 میلیون دلار میارزه.
                                               بستگی داره تو دست کی باشه .

 
A basketball in my hands is worth about $1۹
A basketball in Michael Jordan"s hands is worth about $33 million.
It depends whose hands it"s in.

-------------------------------------------------
 
یک توپ بیس بال تو دست من شاید 6 دلار بیارزه .
یک توپ بیس بال تو دست راجر کلمن 4.75 میلیون دلار میارزه.
بستگی داره تو دست کی باشه .

 
A baseball in my hands is worth about $6.
A baseball in Roger Clemens" hands is worth $4.75 million.
It depends on whose hands it"s in.

-------------------------------------------------
 
یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است .
یک راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها میارزه .
بستگی داره تو دست کی باشه .

 
A tennis racket is useless in my hands.
A tennis racket in Andre Agassi"s hands is worth millions.
It depends whose hands it"s in.

-------------------------------------------------

یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه .
یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو می شکافه.
بستگی داره تو دست کی باشه .

 
A rod in my hands will keep away an angry dog..
A rod in Moses" hands will part the mighty sea.
It depends whose hands it"s in.

-------------------------------------------------
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/17 و ساعت 18:43 |

موفقیت به مفهوم برخورداری از بسیاری مواهب است٬از جمله رفاه در زندگی خانه مناسب٬ استفاده از تعطیلات٬ مسافرت٬ جدیدترین امکانات امنیت مالی و بهره مند ساختن فرزندان از بیشترین امتیازها٬

موفقیت یعنی کسب احترام بزرگی وعزت در محیط کار و در عرصه اجتماع .

موفقیت یعنی آزادی رهایی از نگرانی٬سرخوردگی و شکست.

 موفقیت یعنی احترام به خویش ٬ دیدن آن زندگی پیوسته شادمانه تر و رضایت بخش تر میشودو می توان برای آنهایی که مسئولیتشان بر دوش ماست ٬ کاری کرد.

موفقیت یعنی پیروزی.

موفقیت یا کامیابی٬ هدف زندگی است.

هر انسانی خواهان موفقیت بوده و طالب بهترین چیزهایی است که روزگار میتواند به او بدهد.

در این جمله کتاب مقدس میگوید( ایمان قادر است کوه را از جا برکند ) ٬ نشانه ای از یک حکمت عملی و زندگی ساز به  چشم میخورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/17 و ساعت 18:34 |

چشم ها = برای دیدن بهترین های وجود تو

 گوش ها = آماده شنیدن حرف ها و درد دل های تو

 دهان = برای گفتن حقایق و صحبت با تو در لحظات دشوار و سخت زندگی

 شانه ها = قوت قلب تو هنگامی که احتیاج به پشتیبان و تکیه گاه داری

 دست ها = حمایت کردن از تو هنگامی که احتیاج به همراهی داری

 پاها = برای قدم زدن و همراهی با تو

 قلب = محلی برای ارسال محبت به تو

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/17 و ساعت 18:29 |

شهادت امام جعفر صادق(ع)

 بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد

 

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در دوشنبه 1386/08/14 و ساعت 18:8 |

الهى !

 خوشا آنانكه در جوانى شكسته شدند ، كه پیرى خود شكستگى است .

الهى !

گرگ و پلنگ را رام توان كرد، با نفس سركش چه باید كرد؟

الهی !

 شنیدم كه فرمودی : چه كنم با مشتی خاك مگر بیامرزم .

الهی !

 همه تو را خوانند:‌ قمری به قوقو، پوپك به پوپو، فاخته به كوكو، حسن به هوهو

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در یکشنبه 1386/08/13 و ساعت 11:57 |

ای کسانی که ایمان آورده اید،

 اگر از خدا پروا دارید،

 برای شما نیروی تشخیص حق از باطل قرار می دهد؛

 و گناهانتان را از شما می زداید؛

 و شما را می آمرزد؛

و خدا دارای بخشش بزرگ است.

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در یکشنبه 1386/08/13 و ساعت 11:50 |

پشتش سنگین بود و جاده های دنیا طولانی، می دانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت. آهسته آهسته می خزید. دشوار و کند... و دورها همیشه دور بود.

سنگ پشت، تقدیرش را دوست نمی داشت و آن را چون اجباری بر دوش می کشید. پرنده ای در آسمان پر زد، سبک؛

و سنگ پشت رو به خدا کرد و گفت : این عدل نیست، این عدل نیست. کاش پشتم را این همه سنگین نمی کردی، من هیچگاه نمی رسم، هیچگاه... و در لاک سنگی خود خزید

به نیت نا امیدی.

خدا سنگ پشت را از روی زمین بلند کرد. زمین را نشانش داد. کره ای کوچک بود. و گفت : نگاه کن،

ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس نمی رسد. چون رسیدنی در کار نیست،‌فقط رفتن است. حتی اگر اندکی.

و هر بار که می روی رسیده ای و باور کن انچه بر دوش توست تنها لاکی سنگی نیست، تو پاره ای از هستی را بر دوش می کشی.

پاره ای از مرا.

خدا سنگ پشت را بر زمین گذاشت. دیگر نه بارش چندان سنگین بود و نه راه ها چندان دور؛ سنگ پشت به راه افتاد و گفت : رفتن؛ حتی اگر اندکی. و پاره ای از «او» را بر دوش کشید.

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در یکشنبه 1386/08/13 و ساعت 11:40 |

چرا اصلا نماز می خونیم؟

.............................................

نماز پیوند انسان با خدا، شستشوى روان و راز و نیاز با آفریننده یكتاست در آن لحظه كه انسان احساس پوچى و بى ارزشى در خود مى كند، از همه كس و همه جا بریده مایوس و ناامید در اندیشه آینده خویش است دل به معبود خویش‍ مى سپارد، بر مى خیزد و وضو مى گیرد و با قلبى مطمئن و آرام رو به قبله مى ایستد و توجه خود را از همه جا مى برد و بخداى خویش توجه مى كند و با او راز و نیاز مى نماید در این هنگام حس مى كند كه با راز و نیاز، خود را سبك تر و آرام تر نموده و خویشتن را بخدا نزدیك مى بیند.
باید دانست كه همانطور كه جسم و بدن پس از مدتى كه مى گذرد كثیف و آلوده مى شود و با شستشوى جسم ، بدن سبك و آرام مى گردد، روح و روان همه كه در اثر عوامل بیرونى آلوده و كثیف شده انسان ، با نماز، آن را تمیز و شفاف مى سازد این است كه بزرگان گفته اند، نماز معراج مؤ من و وسیله نزدیك شدن انسان به خدا و آرام بخش ‍ دلها ست .


الهی ؛

آنکه را عشق نیست ارزش چیست!؟

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در یکشنبه 1386/08/13 و ساعت 11:10 |

الهی و ربی من لی غیرک

خدایا غیر تو هیچکس ، هیچکس رو ندارم

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در شنبه 1386/08/12 و ساعت 14:38 |

پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن، باهمان سرشتی که خدا مردم را با آن سرشته است. آفرینش خدای تغییر پذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولی بیشتر مردم نمی دانند.

۳۰ روم

به سویش توبه برید و از او پروا بدارید و نماز رابرپا کنید و از مشرکان مباشید:

۳۱ روم

ازکسانی که دین خودرا قطعه قطعه کردند و فرقه فرقه شدند؛ هر حزبی بدانچه پیش آنهاست دلخوش شدند.

۳۲ روم

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در شنبه 1386/08/12 و ساعت 14:35 |

 ای خدا!

 گران حوادثی  به من رسیده که مرا در هم شکسته و پریشان حال ساخته

و مشکلاتی بر من وارد شده که مرا به رنج و غم افکنده،

و به قدرت تو آن امور بر من وارد آمده و به اقتدار تو بر من رو آورده،

پس غمی که تو آوردی، کسی دیگر نتواند برد

و مشکلی که تو فرستی غیر تو نتواند زایل کرد،

دری که تو بربندی، دیگری نتواند گشود و اگر بگشایی، نتواند بست؛

آنچه را تو مشکل کنی، کسی آسان نتواند ساخت

وکسی یاری نتواند کرد آن که را تو خوار سازی. "

صحیفه سجادیه، قسمتی از باب هفتم


+ نوشته شده توسط محسن کابلی در شنبه 1386/08/12 و ساعت 14:30 |

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در شنبه 1386/08/12 و ساعت 14:25 |

بگو بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده برای شما بخوانم :

چیزی را با او شریک قرار مدهید

و به پدر و مادر احسان کنید

و فرزندان خود را از بیم تنگدستی مکشید

ما شما و آنان را روزی می رسانیم

و به کارهای زشت ـ چه علنی آن و چه پوشیده اش ـ نزدیک مشوید

و نفسی را که خدا حرام گردانیده ، جز به حق مکشید

اینهاست که خدا شما را به انجام دادن آن سفارش کرده است

با شد که بیندیشید

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در شنبه 1386/08/12 و ساعت 14:15 |
         ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک

                                            حق نگهدار که من میروم الله معک

         تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس

                                            ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک

        در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن

                                           کس عیار زر خالص نشناسد چو محک

       گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم

                                          وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک

      بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن

                                          خلق را از دهن خویش مینداز به شک

      چرخ بر هم زنم از جز به مردام نرسم

                                          من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

      چون بر حافظ خویشش نگذاری یاری

                                           ای رقیب از بر او یک دو قدم دور ترک

                                              

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در شنبه 1386/08/12 و ساعت 14:0 |

در آسمان زندگی خویش جستجوگر ستاره ای بودم

بالاتر از تمام ستاره ها به درخشندگی خورشید و

به پاکی دریا...

یافتم آنچه را می خواستم

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در شنبه 1386/08/12 و ساعت 13:59 |

        هرچه بیشتر راجع به خلقت انسان فكر می كنیم متوجه اهمیت خود و عظمت نقشه خلقت

              انسان از سوی خداوند شده بیشتر پی به گوهر وجودی خود می بریم به آیه زیر توجه

                                                               نمایید:

 

  سوره بقره آیه 30: و چون پروردگارت به فرشتگان گفت:من در زمین خلیفه ای می آفرینم، گفتند : آیا کسی را می آفرینی که در آنجا فساد کند و خونها بریزد، و حال آنکه ما به ستایش تو تسبیح می گوییم و تو را تقدیس می کنیم؟ گفت: من آن دانم كه شما نمی دانید.

 

   سوره انبیا آیه 16: ما این آسمان و زمین و آنچه را میان آن دو است را بازیچه نیافریده ایم.

 

       پس خداوند از خلقت انسان هدف مهمی داشته و این خلقت با بقیه تفاوت دارد. تفاوت آن

         چیست؟ و آیا آنرا می توان فهمید؟  آیا هدف خداوند را كه می توان درک کرد؟  مولانا از

                              زبان فرشتگان شعری دارد كه جالب است:

 

         هر ملك می گفت ما را بیش از این                 الـــفتی مــــی بود بـر روی زمین

        تــخم خــدمت بر زمین می كاشتیم                  زان تــــعلق ما عجـب می داشتیم

        كین تــــــعلق چیست بااین خاكمان                 چون سرشت ما بدسـت از آسمان

           الـــف مــا انوار، با ظلمات چیست                 چون تــواند نور با ظلمـات زیست

             آدمـــــــا آن الـــف از بوی تو بود                 زانكه جسمت را زمین بـد تارپود

          جســــــم خــــاكت را ازینجا بافتند                 نور پــــاكــــت را در اینـجا یافتند

           ایـــن كه جان ما ز روحت یافتست                 پیش پیش از خاك آن می تافتست

            در زمـــین بودیم و غافل از زمین                 غافل از گنجی كه در وی بد دفین

                                   این گنج و این گوهر چیزی جز عشق نیست.

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در شنبه 1386/08/12 و ساعت 13:59 |

گفتم  : خسته ام

 

گفتی : لا تقنطوا من رحمه الله  - از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53)

 

گفتم : هیچکس نمی دونه تو دلم چی میگذره 

گفتی : ان الله یحول بین المرء و قبله - خدا حائل است بین انسان و قلبش (انفال/24)

 

گفتم : غیر از تو کسی را ندارم 

گفتی :  نحن اقرب الیه من حبل الورید - ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم (ق/16) 

گفتم : ولی انگار اصلا" منو فراموش کردی 

گفتی : فاذکرونی اذکرکم - منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) 

گفتم : تا کی باید صبر کرد؟ 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در شنبه 1386/08/12 و ساعت 13:58 |

خدایا به هر که دوست میداری بیاموز عشق بهتر است از دوست داشتن و به هر که دوست تر میداری 

بچشان که دوست داشتن برتر از عشق است

دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در شنبه 1386/08/12 و ساعت 10:50 |

نمی دانم کدامین شب بود که برق چشمانت به زندگی ام روشنی بخشید.

نمیدانم کدامین شب بود که بوی پیراهنت عطر آگین کننده اتاق تنهایی ام بود.

ولی این را می دانم که دوستت دارم

با تمام وجودم

دوستت دارم 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در جمعه 1386/08/11 و ساعت 19:59 |

خشكی چشم ها از قصاوت دلهاست

قصاوت دلها از زیادی گناهان زیادی گناهان از آرزوهای طول و دراز آرزوهای بلند از فراموشی مرگ است

و فراموشی مرگ از حب دنیاست

و حب دنیا سرچشمه همه گناهان است

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در سه شنبه 1386/08/08 و ساعت 18:0 |

فرمود :" فرود آیید، که بعضی از شما دشمن بعضی دیگرید؛ و برای شما در زمین، تا هنگامی معین قرارگاه و برخورداری است ."

فرمود :"در آن زندگی می کنید و در آن می میرید و از آن برانگیخته خواهید شد ."

ای فرزندان آدم، در حقیقت، ما برای شما لباسی فروفرستادیم که عورتهای شما را پوشیده می دارد و برای شما زینتی است، ولی بهترین جامه، لباس تقوا است. این از نشانه های قدرت خداست، باشد که متذکّر شوند .

ای فرزندان آدم، زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد؛ چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند، و لباسشان را از ایشان برکَند، تا عورتشان را بر آنان نمایان کند. در حقیقت، او و قبیله اش، شماا از آنجا که نمی بینید، می بینند. ما شیاطین را دوستان کسانی قرار می دهیم که ایمان نمی آورند . 

(۲۴ ـ ۲۷ اعراف )

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در سه شنبه 1386/08/08 و ساعت 17:11 |

برخی دوستت می‌شوند به خاطر آشناییت.

 برخی دوستت می‌شوند به خاطر موقعیتت.

برخی دوستت می‌شوند به خاطر زیباییت.

و برخی دوستت می‌شوند به خاطر داراییت.

اما دوست واقعی درونت را دوست می‌دارد

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در سه شنبه 1386/08/08 و ساعت 0:48 |

 

گفت:در مقام گل سرخ باش

 

گفتم: چگونه؟ 

گفت: ایاک نعبد و ایاک نستعین 

گفتم: تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم 

گفت: از رب یا خویش؟ 

گل از رب در مقام تسلیم محض یاری می جوید 

بشر چه؟ 

گفتم: من هم تسلیم هستم 

گفت: تسلیم به مقام دل بود نه کلام 

به دلم نگریستم 

غرق منیت و غرور می تپید 

گفت: خود شکن، آیینه شکستن خطاست 

به درون رفتم. خود را شکستم...تندیسی دیگر آمد 

خود را شکستم.....تندیسی دیگر آمد 

....  

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/07 و ساعت 23:10 |

شخصی از اهل خراسان ،  از راه دور و با رنج بسیار در حالی كه عشق به اهل بیت (علیهم السلام ) در وجودش موج می زد با پای پیاده و كفش های پاره كه پایش را زخمی كرده بود خدمت امام باقر ( علیه السلام ) رسید و خدا را بخاطر این ملاقات ، شكر كرد و عرض كرد : یابن رسول الله ! هیچ چیز جز محبت شما اهل بیت  مرا به اینجا نكشانده است سپس پای زخمی خود را به حضرت نشان داد .

 امام(علیه السلام ) فرمود : هر كس هر چه را دوست داشته باشد ، با همان محشور می شود .

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/07 و ساعت 22:7 |

حضرت عیسی (ع) از محلی عبور می نمود . عده ای جهود به ایشان بی ادبی كردند؛ اما حضرت انها را مدح و ثنا فرمود !

 

یكی از شاگردان ایشان عرض كرد : ای پیامبر خدا ! اینها سخنان زشت می گویند و شما این گونه جواب می فرمایید ؟!

 

حضرت فرمود: بله ، انها انچه داشتند ، از خود بروز دادند و من نیز انچه در باطن داشتم، اظهار نمودم ؛ هركس درون خود را نشان می دهد.

 

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/07 و ساعت 19:5 |

این مثنوی حدیث پریشانی من است
بشنو كه سوگ نامه ویرانی من
است 

امشب نه اینكه شام غریبان گرفته ام

بلكه به یمن آمدنت جان گرفته
ام 

گفتی غزل بگو غزلم شور و حال مرد

بعد از تو حس شعر فنا شد خیال
مرد

گفتم مرو كه تیره شود زندگانی ام

با رفتنت به خاك سیه می نشانی
ام

گفتی زمین مجال رسیدن نمی دهد

بر چشم باد فرصت دیدن نمی
دهد

وقتی نقاب محور یك رنگ بودن است

معیار مهر ورزیمان سنگ بودن
است 

دیگر چه جای دل خوشی و عشق بازی است

اصلا كدام احمق از این عشق راضی
است 

این عشق نیست ، فاجعه قرن آهن است

من بودنی كه عا قبتش نیست بودن
است


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/07 و ساعت 12:37 |

روزی روزگاری در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی میکردند؛ غم, شادی, غرور, ثروت, عشق و... .
روزی خبر رسید که قرار است تمام جزیره به زیر آب برود؛ پس تما اهل جزیره
قایقهای خود را مرمت کردند تا راهی شوند. اما عشق راضی به ترک جزیره نشد ! چرا که او عاشق جزیره بود!
آن لحظه فرار رسید و تمام جزیره به زیر آب رفت! عشق ازغرور که با
کرجی زیبا عازم مکانی امن بود کمک خواست و گفت: غرور ممکن است مرا با خود ببری؟
غرور گفت: نه تمام بدنت خیس و کثیف شده است و قایقم را کثیف می کنی
!
غم
در نزدیکی عشق بود؛ عشق به او گفت. غم؛ آیا تو مرا با خود می بری؟
غم با صدایی حزن
آلود گفت: آه عشق من خیلی غمگینم و احتیاج دارم تا تنها باشم!
پس این بار عشق به
سراغ ثروت رفت و به او گفت: آیا می توانم با تو همسفر شوم؟
ثروت گفت: قایق من پر
از طلا و جواهر است و دیگر جایی برای تو نیست!
عشق این بار از شادی کمک خواست. اما
شادی آنقدر غرق در شادی و نشاط بود که حتی صدای عشق را نیز نشنید.
ناگهان صدایی
مسن و خسته گفت: بیا عشق من تورا با خود خواهم برد!!!!
عشق از خوشحالی فراوان خود
را به داخل قایق انداخت.عشق آنقدر خوشحال بود که یادش رفت حتی نام یاریگرش را بپرسد!
آنها به خشکی رسیدند و پیره مرد به راه خود رفت! و تازه عشق فهمید که حتی
نام آن پیرمردرا هم نمی داند.
از پیره دیگری پرسید آیا تو او را می شناسی؟ گفت
: آری او زمان است!
عشق با تعجب گفت: زمان؟
!!!!
پیرمرد گفت: آری زمان؛ چراکه تنها
او قادر به عظمت عشق است!!!!!

 

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/07 و ساعت 11:59 |

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست       از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست             گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در دوشنبه 1386/08/07 و ساعت 10:43 |

ممكن است تصور كنید كه آدم مهمی هستید، اما بیلیون ها انسان در این دنیا وجود دارند كه هیچ اهمیتی به این موضوع نمی دهند!

 

                                               (بتی شاین)

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در دوشنبه 1386/08/07 و ساعت 2:37 |

طعمش‌ تلخ‌ بود. تلخی‌اش‌ را دوست‌ نداشتیم. نمی‌دانستیم‌ كه‌ دواست.

دوای‌ تلخ‌ترین‌ دردها. نمی‌دانستیم‌ معجون‌ است. معجونِ‌ انسان‌ شدن.گمش‌ كردیم. شیطان‌ از دستمان‌ دزدید. بی‌طاقت‌ شدیم‌ و ناآرام. دهانمان‌ بوی‌ شكایت‌ گرفت‌ و گلایه...‌

و تازه‌ فهمیدیم‌ نام‌ آن‌ اكسیر مقدس، نام‌ آنچه‌ از دستش‌ دادیم، «صبر» بود.

***
دیگر عزم‌ آهنی‌ و طاقت‌ فولادی‌ نداریم، دیگر پای‌ ماندن‌ و شانه‌ سنگی‌ نداریم. انگار ما را از شیشه‌ و مه‌ ساخته‌اند. برای‌ شكستن‌مان‌ توفان‌ لازم‌ نیست. ما با هر نسیمی‌ هزار تكه‌ می‌شویم. ترك‌ می‌خوریم. می‌افتیم، می‌شكنیم، می‌ریزیم‌ و شیطان‌ همین‌ را می‌خواست.

***
خدایا، ما را ببخش، این‌ تعریف‌ انسان‌ نیست. ما دیگر ایوب‌ نیستیم.
از اینجا تا تو هزار راه‌ فاصله‌ است. ما اما چقدر بی‌حوصله‌ایم. ما پیش‌ از آنكه‌ راه‌ بیفتیم، خسته‌ایم. از ناهموار می‌ترسیم، از پست‌ و بلند می‌هراسیم، از هر چه‌ ناموافق‌ می‌گریزیم.
شانه‌هایمان‌ درد می‌كند، اندوه‌های‌ كوچكمان‌ را نمی‌توانیم‌ بر دوش‌ كشیم، ما زیر هر غصه‌ای‌ آوار می‌شویم، توی‌ سینه‌ ما جا برای‌ هیچ‌ غمی‌ نیست.

***
خدایا، ما را ببخش. این‌ تعریف‌ انسان‌ نیست، ما دیگر ایوب‌ نیستیم.

***
خدایا اما به‌ ما برگردان، آن‌ معجون‌ تلخ، آن‌ اكسیر مقدس، آن‌ صبر قشنگ‌ را.

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در یکشنبه 1386/08/06 و ساعت 17:39 |

 

آهنگ 1

آهنگ 2

آهنگ 3

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در شنبه 1386/08/05 و ساعت 18:36 |

پرواز بهترین بهانه بود برای رفتن اما...

مهم نیست کجا مینویسی اما …. ” برای آنان بنویس که با خواندنت خواندند و با گریستنت گریستند … ” و ” برای کسی بنویس که تا ابد فرصت نوشتن به او را داشته باشی“…


من باور دارم ، ایمان دارم به این گفته ات کهآنچه تمام میشود هیچگاه نبوده است و آنچه آغاز میشود هرگز پایان نخواهد یافت
من دانه دانه کلماتت را زیسته ام …. همیشه خواهی بود

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در شنبه 1386/08/05 و ساعت 17:50 |

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید...شاید

پرده از چهره گشاید...شاید

دست افشان...پای کوبان می روم

بر در سلطان خوبان می روم

می روم بار دگر مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

 می روم کز خویشتن بیرون شوم

در پی لیلا رخی مجنون شوم

هر که نشناسد امام خویش را


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن کابلی در جمعه 1386/08/04 و ساعت 15:27 |
آن كه هردم هوس سوختن ما می كرد

 كاش می آمد و از دور تماشا می كرد

................................................................................................................

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در جمعه 1386/08/04 و ساعت 15:5 |

قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) :

 كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.

از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك] و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها (يعنى عدم شكايت از آنها) است.

+ نوشته شده توسط محسن کابلی در جمعه 1386/08/04 و ساعت 11:31 |

ناتانائیل آرزو مکن که خدا را جز در همه جا در جایی دیگر بیابی.

هر آفریده ای نشانه خداوند است ،  اما هیچ آفریده ای نشان دهنده او نیست.

همین که آفریده ای نگاهمان را به خویش معطوف کند ، ما را از راه آفریدگار باز

می گرداند.

همچنان که میگذری ، به همه چیز نگاه نکن، و در هیچ جا درنگ مکن . به خود بگو که

تنها خداست که گذرا نیست.

 ای کاش اهمیت در نگاه تو باشد و نه در آن چیزی که بدان نگاه می کنی.

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/03 و ساعت 22:45 |

و قاف

 حرف آخر عشق است

آنجا که نام کوچک من

آغاز می شود؟

****

درگذشت شاعر نامی

دکتر قیصر امین پور

را به تمامی عزیزان تسلیت عرض می کنیم

 

 

+ نوشته شده توسط یه بنده خدا در پنجشنبه 1386/08/03 و ساعت 18:49 |

صفحه 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12